ترکی
حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا
سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا
قیزلار اونا صف باغلییوب باخاندا
سلام اولسون شوکتوزه ، ائلوزه !
منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوزه
*************************
فارسی
حیدربابا چو ابر شَخَد ، غُرّد آسمان
سیلابهاى تُند و خروشان شود روان
صف بسته دختران به تماشایش آن زمان
بر شوکت و تبار تو بادا سلام من
گاهى رود مگر به زبان تو نام من
*************************
ترکی
حیدربابا ، ایگیت اَمکایتیرمز
عؤمور کئچر ، افسوس برَه بیتیرمز
نامرد اولان عؤمرى باشا یئتیرمز
بیزد ، واللاه ، اونوتماریق سیزلرى
گؤرنمسکحلال ائدون بیزلرى
************************
فارسی
بر حقِّ مردم است جوانمرد را نظر
جاى فسوس نیست که عمر است در گذر
نامرد مرد ، عمر به سر مى برد مگر !
در مهر و در وفا ، به خدا ، جاودانه ایم
ما را حلال کن ، که غریب آشیانه ایم
برچسب: تکه ای از شعر شهریار,شهریار شعر,شعر شهریار,شعر شهریار,شعر شهریار,شعر شهریار,تکه ای از شعر شهریار,شهریار,شعر,شعر شهریار,شهریار شعر,
نویسنده: امیر کریمی