ماجرای جالب دو رئیس جمهور

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

آرشیو مطالب

این ماجرای جالب دو رئیس جمهور  حتما بخونید.

يه روز احمدي نژاد راه افتاد هلك و هلك رفت آمريكا. وضعيت اونجا رو كه ديد، توي دلش، جوري كه بقيه متوجه نشن اون از آمريكا خوشش اومده، گفت: عجب پيشرفتي! عجب كشوري، چه رفاهي، چه نظمي، چه سيستم اداري منظمي، چه تشكيلاتي...
بعد رفت پيش اوباما و ازش پرسيد: بابا دمتون گرم! شما چكار كردين كه اينقدر پيشرفت كردين؟ البته مرگ بر آمريكا!

اوباما گفت: ببين! كارهاي ما مثل كارهاي شما هرتي پرتي نيست. ما وقتي مي خوايم وزير انتخاب كنيم، از همشون تست هوشمي گيريم، باهوش ترين و به درد بخورترين اونها رو انتخاب مي كنيم. نه هر ننه قمري را! الان برات تست مي كنم حالشو ببري!

اوباما زنگ زد به هيلاري كلينتون گفت: هيلاري جان! عزيزم يه نوك پا بيا دفتر من، كارت دارم.
از اونجا كه اوباما مثل احمدي نژاد نبود، هيلاري با آرامش و سر فرصت رفت پيش اوباما. نه اينكه هول كنه و آب دستشه بذاره زمين!
اون كيه كه زاده ي پدر و مادرته، اما برادر » . اوباما به هيلاري گفت: يه سوال ازت مي پرسم، 30 ثانيه زمان داري كه جواب بدي«؟ و خواهرت نيست
احمدي نژاد خودش هم هنگ كرد و توي جواب موند كه يهو هيلاري گفت: خوب معلومه، خودمم ديگه!
وزير خارجه و گفت: آب دستته بذار زمين بيا اينجا كارت « متكي » احمدي نژاد كف كرد و سريع برگشت ايران و زنگ زد به متکی .
وقتي متكي اومد كلي داد و هوار راه انداخت و حنجره پاره كرد كه: خاك بر سرت. آخه اين چه وضع مملكته. اين چه وضع
جهانه! مثلا تو وزير امور خارجه اي! خجالت بكش. يه سوال ازت مي پرسم، سه روز فرصت داري جواب بدي. وگرنه مي فرستمت جايي كه عرب ني انداخت....
«؟ اون كيه كه زاده ي پدر و مادرت هست، اما برادر و خواهرت نيست » : بعد پرسيد
عزا گرفت كه عجب سوال خفني. خلاصه رفت و هر چي فكر كرد چيزي به ذهنش نرسيد. يهو يادش افتاد بره پيش « متكي »
از نخبه هاي مزدور بدبخت استكباري كشورش كه چند سال قبل بازنشسته اش كردن و از اون بپرسه. وقتي « حجاريان » «؟ اون كيه كه زاده ي پدر و مادرت هست، اما خواهر و برادرت نيست » : رو ديد گفت: اي بدبخت غربزده، بگو ببينم « حجاريان »
حجاريان سريع گفت: خوب معلومه، خودمم ديگه!
كلي حال كرد و از ذوقش سريع رفت پيش احمدي نژاد و گفت: كجايي محمود من كه جواب رو پيدا كردم.. « متكي »
«؟ اون چه كسيه كه زاده ي پدر و مادرت هست، اما خواهر و برادرت نيست » : احمدي نژاد گفت: خوب بگو ببينم
ديگه. « حجاريان » وزير خارجه گفت: خوب معلومه، اون
احمدي نژاد عصباني شد و داد زد: نه احمق، نه گيج! اون هيلاري كلينتونه، هيلاري كلينتون

نویسنده : فردین شیردل بازدید : 864 تاريخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 ساعت: 14:08
برچسب‌ها : ماجرای جالب,داستان های جالب و خواندنی,داستان های جالب,جالب ترین داستان,داستان رئیس جمهور,داستان های زیبا,داستان خواندنی,داستان های پندآموز,زیباترین داستان,داستان ایرانی,داستان,دانلود کتاب داستان,کتاب ,

پر مخاطب ها

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :